|
به شانه ام زدیکه تنهاییم راتکانده باشی به چه دلخوش کنم؟ تکاندن برف ازروی ادم برفی ؟؟؟
گفتم
نرو پرپر میشم گفتی میخوام رها باشم گفتم
آخه عاشق شدم گفتی می خوام تنها باشم گفتم
حالا که پیر شدم گفتی که از تو سیر شدم گفتم
تمنا می کنم گفتی می خوام خوردت کنم گفتم
بیا بشکن تنو گفتی فراموش کن منو
اون که
از رفاقت و مردونگی دم میزنه بی امان
از پشت سرخنجر به آدم میزنه
اي چرخ و فلك چشم مزن بخت مرا بازميدوني كه مي ترسم ازاون چشماي شورت ماكه مثل تونديديم ماكه مثل تونبوديم شرمند ه ام از اون چشماي شورت
جان از تو میگیرم من بی تو میمیرم ای گوهر نایاب من بی تو میمیرم چون ماهی دور از دریا من بی تو میمیرم
این متن را تقدیم میکنم به تنها کسی که.............. نمی دونم چی بنویسم که دلمو راحت کنه سخته چقدر دوری تو ٬سخته چقدر نبودنت٬ خالیه جای تو هنوز ٬ اما میاد عطر تنت... خورشید و ماه و ستاره ها رو با تو دوست دارم٬ ابرای آسمونو بارونو با تو دوست دارم٬ دوست دارم سر بذارم رو شونه هات خوابم کنی٬ دوست دارم سپیده دم با بوسه بیدارم کنی همه ی عمرمو با تو سر کنم بازم کمه٬بازم کمه٬ لحظه لحظه هامو از تو پر کنم بازم کمه٬بازم کمه٬ اگه فردا رو می خوام برای با تو بودنه٬بازم کمه، بازم کمه ، منتظرتم٬بیا دیگه ٬بیا و واسه ی همیشه پیشم بمون٬
تاحالا دل تنگ کسي شدي؟ اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟ اونم ازبدترين نوعش؟ بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري هيچوقت ماله تو نميشه. اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي
گفته بودم عشق یعنی مرگ دور از دسترس ای خدا ویرانه گشته این دلم اکنون به فریادم برس خانه ام سرد است و جام می دگر لبریز نیست فکر و ذکرم گشته آن یار پریشان حال و بس نه کلامی نه سلامی نه صدایی نامه ای دیگر از او کم شده افکار پر شور و هوس فکر و ذکرش بودم و او هم همه افکار من خرمن عشقم بسوزاند آدم بی نام و کس شاید این هم قسمت ما بوده از روز ازل باز گویم عشق یعنی مرگ دور از دسترس
برخاك بخواب نازنين ، تختي نيست . آواره شدن ، حكايت سختي نيست . از پاكي اشكهاي خود فهميدم لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
نگاه
هزار ناله نا کرده در گلو دارم هزار بغض فرو خورده پیش رو دارم
هزار سجده نا کرده در خم ابرو و صد سلام به آن بت که روبرو دارم
دلم به نیم نگام تو آن شود انگار که دارد آنچه در عالم من آرزو دارم
تمام خواهش من بوسه ایست بر لب تو اگر چه پر هوسم خواهشی نکو دارم
زندگی تلخ است زمانی که تو او را دوست داری اما او تو را دوست ندارد. و تلخ تر است زمانی که او تو را دوست دارد و تو او را دوست نداری. و چه مرگبار است وقتی هر دو به هم عشق می ورزید اما هیچ گاه به هم نخواهید رسید من خودم را به خدای الرحمن می سپارم و از خودم می خواهم هرگز تن به نا پاکی ،غفلت و جهل ندهم گریه کن جدایی ها ما رو رها نمی کنند
رفتی و گفتی که تنها می شوی گفتمت هر لحظه یادت با من است گفتی از خاطر ببر،یادم مکن گفتمت آیین من دل بستن است گفتی از دل بربکن سودای من گفتمت دل بی تو با من دشمن است شادمان گفتی خداحافظ تو را گفتمت این لحظه جان کندن است رفتی اما بی تو تنها نیستم آفرین بر غم که هر دم با من است
اينجا که دنيا اسمشه ، غربت نشينی رسمشه با ما که دل پاکيزه ايم ، گويی هميشه خصمشه دنيا يه روز خودکشيه ، يه روز پر از دلخوشيه اما برای ما فقط ، يه تابلو نقاشيه عشق های بی دست و بی پا ، يخ زده در دست های ما آی روزگار ما زنده ايم ، نفس نکش به جای ما آی آدما بسه ديگه ، اين برزخه يا زندگی مونديم جدا ازهمديگه ، فقط به جرم سادگی
رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن
|
About![]()
اگر بیای همون جوری که بودی
Home
|