تبليغاتX
 بی صدا فریاد کن

بی صدا فریاد کن

دوستت دارم

+نوشته شده در شنبه 1387/04/22ساعت7:43 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

به شانه ام زدیکه تنهاییم راتکانده باشی

 

 

به چه دلخوش کنم؟

 

 

تکاندن برف ازروی ادم برفی ؟؟؟

 

 

 5

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/20ساعت8:17 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

گفتم نرو پرپر میشم گفتی میخوام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم گفتی می خوام تنها باشم

گفتم حالا که پیر شدم گفتی که از تو سیر شدم

گفتم تمنا می کنم گفتی می خوام خوردت کنم

گفتم بیا بشکن تنو گفتی فراموش کن منو

 

+نوشته شده در شنبه 1386/11/06ساعت5:21 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

اون که از رفاقت و مردونگی دم میزنه


بی امان از پشت سرخنجر به آدم میزنه


خط باطل می کشه رو شوق و سر مستی تو


میدوزه چشم طمع بر همه ی هستی تو


ای خدا قلب آدمها مثل سرابه


یا عطا کن چاره یا مردن ثوابه

+نوشته شده در شنبه 1386/11/06ساعت4:40 بعد از ظهرتوسط تیتان | |


به اين نامهرباني راندنت چيست ؟؟؟؟
 به آن با مهرباني خواندنت چيست ؟؟؟
 بپرس از اين دل بيچاره من كه اي ديوانه عاشق ماندنت چيست ؟؟؟

+نوشته شده در سه شنبه 1386/08/22ساعت2:31 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

 

+نوشته شده در دوشنبه 1386/08/21ساعت10:51 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

 

 

+نوشته شده در شنبه 1386/08/19ساعت9:3 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/16ساعت8:51 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

اي  چرخ و  فلك چشم  مزن  بخت مرا

 

 

بازميدوني كه مي ترسم ازاون چشماي شورت

 

 

ماكه مثل تونديديم ماكه مثل تونبوديم

 

 

شرمند ه ام  از   اون   چشماي    شورت

 

+نوشته شده در دوشنبه 1386/08/14ساعت0:0 قبل از ظهرتوسط تیتان | |

  جان از تو میگیرم      من بی تو میمیرم

 ای گوهر نایاب          من بی تو میمیرم

   چون ماهی دور از دریا       من بی تو میمیرم

 

+نوشته شده در جمعه 1386/08/04ساعت8:45 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

این متن را تقدیم میکنم به تنها کسی که..............

نمی دونم چی بنویسم که دلمو راحت کنه

سخته چقدر دوری تو ٬سخته  چقدر  نبودنت٬

                      خالیه  جای  تو  هنوز  ٬    اما  میاد  عطر  تنت...

خورشید و ماه و ستاره ها رو با تو دوست دارم٬

                        ابرای    آسمونو    بارونو   با تو     دوست دارم٬

دوست دارم سر بذارم رو شونه هات خوابم کنی٬

                           دوست دارم    سپیده دم   با  بوسه   بیدارم  کنی

همه ی عمرمو با تو سر کنم بازم کمه٬بازم کمه٬

                         لحظه لحظه هامو از تو پر کنم بازم کمه٬بازم کمه٬

اگه فردا رو می خوام برای با تو بودنه٬بازم کمه، بازم کمه ،

                      منتظرتم٬بیا دیگه  ٬بیا و واسه ی   همیشه پیشم بمون٬

تاحالا دل تنگ کسي شدي؟  اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟  اونم ازبدترين نوعش؟

 بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري هيچوقت ماله تو نميشه.

 اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24ساعت10:12 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

کفتر کشته پروندن نداره       رو خاک و خونا کشوندن نداره
 
کفتر کشته پرونده نداره        کتاب کهنه که خوندن نداره

داره از تنهایی گریه ام میگیره    توی این شهر دیگه موندن نداره

مرغ پر بسته که کشتن نداره     وقتی کشتی دیگه گفتن نداره

از یه دریچه تاریک و سیاه     پای پیر و خسته دیدن نداره

اگه تو باغچه فقط یه گل باشه    گل اون باغچه که چیدن نداره

هر درختی که یه روزی پیر میشه    اون و از ریشه سوزوندن نداره

فصل مردن واسه من کی میرسه    وقت پرواز من از این قفسه

از منه در به در اینجا چی میخوای     بگیری اگر که مقصد نفسه

  توی گلپر مثال اطلسی نیست       حرفهای من مثل حرف کسی نیست

    شعر من حرف قشنگ رفتنه            حرف حق تا دنیا دنیاست گفتنه

 

+نوشته شده در جمعه 1386/07/20ساعت4:39 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

 

گفته بودم عشق یعنی مرگ دور از دسترس

ای خدا ویرانه گشته این دلم اکنون به فریادم برس

خانه ام سرد است و جام می دگر لبریز نیست

فکر و ذکرم گشته آن یار پریشان حال و بس

نه کلامی نه سلامی نه صدایی نامه ای

دیگر از او کم شده افکار پر شور و هوس

فکر و ذکرش بودم و او هم همه افکار من

خرمن عشقم بسوزاند آدم بی نام و کس

شاید این هم قسمت ما بوده از روز ازل

باز گویم عشق یعنی مرگ دور از دسترس

 

+نوشته شده در جمعه 1386/07/20ساعت10:12 قبل از ظهرتوسط تیتان | |

برخاك بخواب نازنين ، تختي نيست .

 

آواره شدن ، حكايت سختي  نيست .

 

از  پاكي  اشكهاي  خود  فهميدم

 

لبخند  هميشه راز  خوشبختي  نيست

+نوشته شده در شنبه 1386/06/31ساعت12:40 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

 

نگاه

هزار ناله نا کرده در گلو دارم

هزار بغض فرو خورده پیش رو دارم

هزار سجده نا کرده در خم ابرو

و صد سلام به آن بت که روبرو دارم

دلم به نیم نگام تو آن شود انگار

که دارد آنچه در عالم من آرزو دارم

تمام خواهش من بوسه ایست بر لب تو

اگر چه پر هوسم خواهشی نکو دارم

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1386/06/20ساعت6:1 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

زندگی تلخ است زمانی که تو او را دوست داری اما او تو را دوست ندارد.

و   تلخ تر است  زمانی که او تو را دوست دارد و تو او را دوست نداری.

و چه مرگبار است وقتی هر دو به هم عشق می ورزید اما هیچ گاه به هم نخواهید رسید

من خودم را به خدای الرحمن می سپارم و از خودم می خواهم هرگز تن به نا پاکی ،غفلت

 و جهل ندهم

گریه کن جدایی ها ما رو رها نمی کنند


آدما انگار برای ما دعا نمی کنند


گریه کن ما حالا حالا ها باید از هم دیگه جدا باشیم


بشینیم منتظر معجزه خدا باشیم


گریه کن منم دارم مثل تو گریه میکنم


 به خدای آسمونامون گلایه می کنم

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/01ساعت9:54 قبل از ظهرتوسط تیتان | |

 

رفتی و گفتی که تنها می شوی 

گفتمت هر لحظه یادت با من است 

گفتی از خاطر ببر،یادم مکن 

گفتمت آیین من دل بستن است 

گفتی از دل بربکن سودای من 

گفتمت دل بی تو با من دشمن است 

شادمان گفتی خداحافظ تو را 

گفتمت این لحظه جان کندن است

رفتی اما بی تو تنها نیستم 

آفرین بر غم که هر دم با من است

+نوشته شده در سه شنبه 1386/05/30ساعت10:52 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

اينجا که دنيا اسمشه ، غربت نشينی رسمشه

 

با ما که دل پاکيزه ايم ، گويی هميشه خصمشه

 

دنيا يه روز خودکشيه ، يه روز پر از دلخوشيه

 

اما برای ما فقط ، يه تابلو نقاشيه

 

عشق های بی دست و بی پا ، يخ زده در دست های ما

 

آی روزگار ما زنده ايم ، نفس نکش به جای ما

 

آی آدما بسه ديگه ، اين برزخه يا زندگی

 

مونديم جدا ازهمديگه ، فقط به جرم سادگی

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/10ساعت12:3 بعد از ظهرتوسط تیتان | |

 

رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن

                 ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن

                 گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو

                چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن

                  آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو

               راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن

                    دوست داري بشکني قلب پريشان مرا

                دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن

                خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني

               اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن

                 حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام

                 رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/02ساعت3:48 بعد از ظهرتوسط تیتان | |